سه شنبه 18 تیر1387
مرگ...

ميان بستر من و آن حجم تهی ايستاده است
.دمی نفس را در سينه حبس کنيد تا با هم
به صدای بالهای مرگ گوش بسپاريم.
پ.ن:تنها مرگ و عشقند که همه چيز را دگرگون می کنند.
پ.ن۲:عشق که نتوانست شاید مرگ...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
جمعه 14 تیر1387
انا...
این برای اولین و اخرین بار بود که خداوند به صورت مسقیم و بی واسطه به صورت اتشی بر روی درخت با بشر صحبت کرد
ای کاش می شد پای صحبت موسی نشست
اه که چقدر سئوال داشتم!
کمی شک...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
سه شنبه 4 تیر1387
نمی دونم
هزاران مطلب از تو ذهنم میگذره اما هیچ کدوم چیزی که می خوام نیست.
تسلیم افکار سوسور میشم.
با اینکه اولش برام غیر قابل هضم بود.
به واقع کلمات و تو بیان ذهنیاتم ناتوان میبینم.
پ.ن:مدرنیسم یا پست مدرنیسم مسئله در این است!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چهارشنبه 29 خرداد1387
تولد
همین!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
یکشنبه 29 اردیبهشت1387
دخترک نفرین کن

دخترک چرخ بزن
اسم یک فاحشه را جار بزن
بچه ها منتظرند
خاک بر سر تو چرا
از من بی همه چیز یاد بگیر
دخترک داد بزن
این سر بی فایده را دار بزن
از پس پرده پر درت تو شاید
همه چیز گرم تر است
تو هنوزم سردی
دردم امد ... اه
?یا تو دردت امد
دخترک نفرین کن
تو به روز ازلم توهین کن
یالا بر رویم تف کن
...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
شنبه 28 اردیبهشت1387
ادمک...
ادمک اخر دنیاست بخند ادمک مرگ همین جاست بخند
پ.ن:و انسان را جانشین خود در روی زمین قرار دادیم!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چهارشنبه 4 اردیبهشت1387
تکرار...
ببخشید تکرار قدم های مرا
که به گرد تن دایره ای می گردد

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
سه شنبه 13 فروردین1387
تولد...
تولد دو سالگیمه.
باور کن همینیه که هستم نه بیشتر نه کمتر.
تولدم مبارک.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چهارشنبه 29 اسفند1386
سوسک...
و سوسک بر می دارد تفنگ خود را بعد ...
و می کند به خودش ...و به سایه اش شل یّک
و مرد پاییزی ، از خودش فرو افتاد
میان قلب زن، نه! به سینه موزاییک
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

